هر روز نوشتم تا هر روز ننویسید

اگر قبلا این وبلاگ را دنبال کرده باشید، با شیوه نگارش و جدول زمانی نوشتارهایم آشنایی دارید. اما از یکشنبه هفته گذشته تصمیم گرفتم آزمایشی انجام دهم که قبلا از نتیجه‌اش باخبر بودم ولی آن را تجربه نکرده بودم. تصمیم من این بود که به مدت چند روز هر روز در وبلاگم بنویسم و یک پست منتشر کنم.

پیش از این بارها گفته بودم که هر روز نوشتن هیچ کمکی به شما و وبلاگ‌تان نمی‌کند، اما تا وقتی خودم هر روز نوشتن را امتحان نکرده بودم نمی‌توانستم معایب و مشکلاتش را از نزدیک درک کنم. حالا با شواهد و دلایل بیشتر و واضح‌تری می‌توانم توضیح دهم که چرا نباید در دام این اشتباه بیافتید. پیش از شروع لازم می‌دانم یادآوری کنم که مقصودم از وبلاگ در این مقاله، وبلاگ‌های شخصی و غیر خبری است و آنچه می‌خوانید در مورد وبلاگ‌های خبری که سرعت در آنها حرف اول را می‌زند صدق نمی‌کند.

عمق و جزئیات پست‌های‌تان کاهش می‌یابد

وقتی هدف‌تان این باشد که هر روز یک پست در وبلاگ‌تان منتشر کنید، زمان برای شما مهم‌ترین عامل می‌شود. دیگر به فکر این نخواهید بود که در مورد آنچه می‌خواهید بنویسید مطالعه و تحقیق کنید. دیگر به عمق نوشتارهای خود اهمیتی نمی‌دهید. حتی برای خواندن مجدد آنچه نوشته‌اید هم وقتی صرف نمی‌کنید تا حداقل غلط‌های املایی آن را تصحیح کنید. همین که صرفا یک پست آماده کنید و قبل از اتمام روز آن را منتشر کنید برای شما کفایت می‌کند. به عبارت دیگر، از روی رفع تکلیف به وبلاگ‌نویسی خواهید پرداخت.

در این مدت پنج شش روز که هر روز نوشتم، در واقع رفع تکلیف کردم. اگر مقاله‌های اخیر وبلاگم را با مطالب قدیمی‌ترش مقایسه کنید متوجه خواهید شد که دیگر خبری از بررسی دقیق موضوعات در پست‌هایم نیست. تعداد کلمات پست‌هایم به طرز واضحی کاهش پیدا کرده بودند و هیچ مثال و آماری هم در آنها دیده نمی‌شد. این چیزی نیست که مخاطبان وبلاگ از یک وبلاگ‌نویس انتظار دارند، خصوصا اگر وبلاگ شخصی باشد و وبلاگ‌نویس در مورد یک موضوع خاص مثل خود وبلاگ‌نویسی به تولید محتوا مشغول باشد.

به استراتژی “هر چه پیش آید، خوش آید” روی می‌آورید

از آنجا که زمان برای شما مهم‌ترین اولویت قلمداد می‌شود، پس دیگر وقتی نخواهید داشت که برای پیدا کردن یک موضوع خوب برای پست بعدی وبلاگ‌تان زمان خرج کنید. کم کم سعی می‌کنید هر موضوعی که دم دست‌تان بود را انتخاب کنید و چند صد کلمه در موردش بنویسید و سر و ته ماجرا را هم بیاورید. من به این کار می‌گویم تولید محتوا با استراتژی “هر چه پیش آید، خوش آید”.

جالب اینجاست که با این استراتژی در واقع کار شما در تولید محتوا سخت‌تر می‌شود. شاید فکر کنید که نوشتن در مورد هر موضوع کم اهمیتی آن هم در قالب پست‌های کوتاه و بدون جزئیات باید ساده‌تر از تولید محتوای همیشه سبز و مبتنی بر تحقیقات و مطالعه باشد، اما در اصل چنین نیست. اینکه بتوانید در کوتاه‌ترین زمان ممکن در مورد هر آنچه پیدا می‌کنید مطلب بنویسید، به مراتب سخت‌تر از این است که هر زمان حرفی برای نوشتن داشتید دست به کیبورد شوید.

به نتایج دلخواه‌تان نخواهید رسید

یکی از برترین دلایل کسانی که به روزانه‌نویسی علاقه دارند این است که فکر می‌کنند با این کار به رشد برند و وبلاگ‌شان کمک قابل توجهی می‌کنند. تصورشان این است که روزانه‌نویسی منجر به افزایش ترافیک و درآمد وبلاگ و تعداد مشترکان خبرنامه می‌شود. این در حالی است که اگر پست‌ها و مقالات یک وبلاگ از کیفیت کافی و قدرت تحلیل مناسبی برخوردار نباشند، دیگران هم تمایلی به خواندن مطالب وبلاگ نخواهند داشت. وبلاگ‌نویسی یک بحث کیفی است نه کمی. به جای آنکه به تعداد مطالب وبلاگ‌تان فکر کنید، باید به کیفیت آنها اهمیت بدهید. وبلاگی که هفته‌ای دو مطلب با کیفیت منتشر می‌کند، خیلی زودتر از یک وبلاگ با روزانه یک مطلب سطحی به محبوبیت دست پیدا می‌کند.

فرصت مطالعه را از مخاطبان وبلاگ‌تان می‌گیرید

هر بار که پستی در وبلاگ‌تان منتشر می‌کنید و سپس در شبکه‌های اجتماعی به دنبال کنندگان خود خبر می‌دهید که می‌توانند مطلب جدیدی از شما بخوانند، باید به آنها این اجازه و فرصت را بدهید که قبل از انتشار یک پست جدید دیگر، بتوانند آن را بخوانند و در موردش نظر بدهند یا آن را با دوستان خود نیز به اشتراک بگذارند. دیگر این روزها کمتر کسی فرصت پیدا می‌کند که به مطالعه بپردازد، حتی اگر بحث وبلاگ مورد علاقه‌اش در میان باشد. پس منطقی است که حداقل یک روز بین هر پست فاصله بدهید.

وقت نمی‌کنید پست جدید خود را تبلیغ کنید

این را دیگر هر تولید کننده محتوایی می‌داند که کار وبلاگ‌نویسی با انتشار پست در وبلاگ به پایان نمی‌رسد، بلکه تازه مرحله مهم‌تری به نام تبلیغ محتوا آغاز می‌شود. به عنوان مثال باید لینک مطلب جدید خود را چند بار و در زمان‌های مختلف روز در توییتر یا فیسبوک به اشتراک بگذارید، یا جملات کلیدی مقاله را در قالب توییت یا پست اینستاگرامی بازنشر کنید. وقتی روزانه‌نویسی را انتخاب کنید احتمالا دیگر وقت این کارها را نخواهید داشت و ترجیح می‌دهید همه این کارها را به صورت اتوماتیک انجام دهید. اشتراک گذاری اتوماتیک محتوا در شبکه‌های اجتماعی گزینه هوشمندانه‌ای نیست، چون عملکرد شما در شبکه‌های اجتماعی حس و روح انسانی خودش را از دست می‌دهد. دیگران اکانت شما را به دید یک ربات اشتراک گذاری محتوا خواهند دید و کم کم دنبال کنندگان خود را از دست خواهید داد.

در عوض چه کار کنید؟

حالا که متوجه شدید (و شدم) که روزانه‌نویسی کار عاقلانه و سودمندی نیست، پس حتما الان سوال‌تان است که در عوض باید چه کار کنید. می‌دانم که تغییر عادت کار ساده‌ای نیست، ولی عادت بد را هر زمانی ترک کنید سود کرده‌اید. برای اینکه روزانه‌نویسی را کنار بگذارید می‌توانید:

  1. به زندگی‌تان برسید: درست است که شما وبلاگ‌نویس هستید، ولی هر کسی حتی وبلاگ‌نویس‌ها هم زندگی خودشان را دارند. وبلاگ‌نویسی برای شما چه یک شغل باشد و چه یک تفریح، باید بدانید که کارهای مهم‌تری هم در زندگی دارید که باید انجام دهید. به دنیای خارج از صفحه کامپیوترتان هم اهمیت بدهید و زمانی را هم با خانواده و دوستان‌تان بگذارنید.
  2. برای وبلاگ‌تان برنامه‌ریزی کنید: یک جدول زمانی درست کنید و در آن چند روز در هفته را به انتشار پست‌های جدید اختصاص دهید و سپس سعی کنید به این جدول وفادار بمانید. مثلا اگر روزهای دوشنبه و چهارشنبه را برای انتشار مطلب جدید در نظر گرفتید، سعی کنید برای این دو مطلب در هفته، بقیه روزها را به تحقیق و مطالعه بپردازید تا کیفیت محتوای وبلاگ خود را افزایش دهید. در این صورت مخاطبان وبلاگ‌تان هم با نظم و ترتیب کار شما آشنا می‌شوند و می‌دانند چه زمانی منتظر یک پست جدید و با کیفیت از شما باشند.
  3. پست‌های جدیدتان را تبلیغ کنید: به جای اینکه بعد از انتشار یک پست جدید بلافاصله به سراغ نوشتن یک پست دیگر بروید، وقت خود را صرف تبلیغ همان پست جدید در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌های دیگر کنید. اجازه دهید مطالب‌تان اجازه خودنمایی داشته باشند.
  4. مقاله خود را قبل از انتشار چند بار بخوانید: اگر خودتان مطالب‌تان را نمی‌خوانید، چطور انتظار دارید دیگران آنها را بخوانند؟ بعد از اینکه مقاله‌ای را نوشتید، برای مدتی آن را کنار بگذارید و اجازه دهید ذهن‌تان نفسی تازه کند. سپس دوباره به سراغش بروید و آن را از اول تا آخر بخوانید. اگر غلطی دارد آن را تصحیح کنید. اگر موضوع مرتبط جدیدی به نظرتان رسید آن را به مقاله خود اضافه کنید، اگر تیتر بهتری برای مقاله پیدا کردید آن را با تیتر قبلی جابه‌جا کنید. همین کارها سبب می‌شود که کیفیت مطالب شما افزایش یابد.
  5. کمی هم ورزش کنید: برای یک وبلاگ‌نویس عادت کردن به پشت میز نشستن یکی از آن اتفاقات متداول است. یادتان باشد که بدن شما نیاز به تحرک دارد. با پشت میز نشستن و وبلاگ‌نویسی ممکن است بتوانید به وبلاگ‌تان کمک کنید ولی در عوض به بدن‌تان صدمه می‌زنید. بد نیست هر روز چند دقیقه‌ای از پشت میز بلند شوید و با ورزش کردن به حفظ سلامتی خود نیز توجه نمایید.
سخن آخر

حالا که دوباره به دوران تولید محتوای همیشه سبز برگشتم احساس خوبی دارم. توصیه می‌کنم شما وبلاگ‌نویس‌های روازنه‌نویس هم این حس را تجربه کنید. به جای آن که انرژی خود را صرف یک پست جدید در هر روز کنید، راه حرفه‌ای‌تر را انتخاب کنید و انرژی خود را برای نوشتن پست‌های کامل‌تر و ژرف‌تر ذخیره کنید. درب را بر روی محتوای خسته کننده و تکراری ببندید و خوانندگان وبلاگ‌تان را مهمان مقالات منحصر به فرد و اختصاصی خودتان کنید.

2 دیدگاه برای “هر روز نوشتم تا هر روز ننویسید”

  1. من اصولا عادت ندارم بعد از مطالعه یه مقاله نظری راجع بهش بدم. ولی این مقاله انقدر حرفه ای و تاثیر گذار نوشته شده بود که بر خودم واجب دیدم از زحمات آقای جاود تشکر کنم و بگم واقعا با این وبلاگ حال میکنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *