این وبلاگ مجهز به دوربین مدار بسته است، کپی نکنید!

تقریبا از زمانی که با کامپیوتر آشنا شدم و آن را از گوشت‌کوب تشخیص دادم فهمیدم که پدیده‌ای بزرگ وجود دارد به نام کپی پیست. پدیده‌ای که خیلی‌ها را تا امروز به جاهای خوبی رسانده. بعضی‌ها برای تحقیقات درسی‌شان از آن استفاده کرده‌اند، برخی دیگر برای راه انداختن یک وبلاگ با محتوای وبلاگ‌های دیگر و برخی هم طبق عادت روزی سه وعده آن را استعمال می‌کنند.

دلیلش هر چه که باشد، این پدیده تقریبا همیشه بلای جان ما وبلاگ نویس‌ها بوده و هست و به احتمال خیلی زیاد همچنان خواهد بود. شاید پیش خودتان فکر کنید که اصلا من چرا باید به این موضوع اهمیت بدهم؟ اصلا به من چه؟ متاسفانه به من خیلی ربط دارد چون من و دوستان وبلاگ نویسم روزی چند ساعت وقت صرف می‌کنیم تا همین مطالبی که دارید می‌خوانید را بنویسیم، ولی بعد که نوشتارهای‌مان را منتشر کردیم بعضی‌ها می‌آیند و خیلی راحت نوشته‌های ما را کپی می‌کنند و در وبلاگ خودشان پیست می‌کنند و با نوشتارهای ما پز می‌دهند و خودشان را یک وبلاگ نویس معرفی می‌کنند.

تا امروز هم که بارها و بارها باخبر شدم که مطالبم کپی شده‌اند، این را متوجه شدم که جریمه عادلانه‌ای برای این موضوع معین نشده که از کپی شدن غیرقانونی محتوا جلوگیری کند. یکی دوبار سعی کردم به صورت قانونی اقدام کنم و موضوع را با پلیس فتا در میان گذاشتم، اما در نهایت کار فقط به فیلتر شدن سایت خاطی کشید. فیلتر شدن به نظر من کافی نیست. گوگل هم البته محتوای تکراری را جریمه می‌کند ولی خیلی از کپی کننده‌ها از این چیزها نمی‌ترسند.

کسی که کارش کپی کردن است اصلا برایش مهم نیست که آن کسی که این محتوا را تولید کرده چقدر زحمت کشیده و برای کلمه به کلمه این مطالب زمان و تلاش خرج کرده است. او فقط به پر کردن وبلاگ یا وب‌سایتش فکر می‌کند و برای این هدف چه کاری ساده‌تر از کپی کردن؟ تازه اگر هم کسی کپی کردن را بلد نباشد کافی است در گوگل جست‌وجو کند. بعضی از وبسایت‌ها خیلی شیک و مجلسی به صورت رایگان و با عکس و شرح کامل به مردم یاد می‌دهند که چطور محتوای وبلاگ‌های دیگر را کپی کنند و قبل از پیست کردن هم کمی در آن تغییرات ایجاد کنند تا اگر کسی شاکی شد، مدعی شوند که شباهت محتوا دلیل بر کپی کردن نمی‌شود!

ما وبلاگ نویس‌ها در مقابل چه کاری از دستمان برآمده؟ هیچ. فقط در فوتر وبلاگ‌مان می‌نویسم که تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ است، یا ذکر می‌کنیم که مطالب این وبلاگ تحت لیسانس کریتیو کامنز است. یا اگر خیلی بخواهیم همت به خرج دهیم سند مقررات و شرایط استفاده از محتوا تنظیم می‌کنیم. ولی دست آخر باز هم شاهد کپی شدن محتوای وبلاگ‌مان هستیم.

واقعا راه حل چیست؟ من فکر می‌کنم شاید جریمه مالی بتواند کاری کند. از این طریق ممکن است اگر کسی هوس کپی کردن مطالب به سرش زد به فکر جریمه مالی این جرم بیافتد و از کپی کردن منصرف شود. هر چند شاید جریمه مالی هم نتواند جلوی این پدیده را بگیرد. راستی این جمله چطور است؟ “این وبلاگ مجهز به دوربین مدار بسته است، کپی نکنید!”

13 دیدگاه برای “این وبلاگ مجهز به دوربین مدار بسته است، کپی نکنید!”

  1. راستش عنوانی که به کار بردی به نظرم بهترین و جذاب‌ترین عنوانی هست که تاحالا در این مورد بهش برخوردم 🙂
    خُب به قول تو فیلتر شدن و جریمه‌ی گوگل کافی نیست، درست هم هست، میرسیم به پیشنهاد جریمه‌ی مالی، به نظرم خیلی خوبه ولی نکته‌ای که همش تو ذهن منه اینه که پیگیری و رسیدگی به این موضوع و مهم‌تر از همه اثبات ادعای کپی شدن و انکار خطاکار، فکر می‌کنم به قدری زمان‌بر و اعصاب خورد کن باشه که آدم کلاً بی‌خیال پیگیری بشه!
    یا باید رسیدگی به این موضوع آسون و سریع بشه که فکر نمی‌کنم در نظام قضایی ما هیچ‌وقت این اتفاق بیوفته! یا کاربران اینترنتی باید به این درک و فهم و فرهنگ برسن که به جای کپی کردن دست به تولید محتوا بزنن، اتفاقاً خانم سوره صادقی هم همین نظر رو دارن که باید تلاش بشه برای جا افتادن این فرهنگ که کپی کردن هیچ سودی نداره و با کمی خلاقیت تولید محتوا صورت بگیره کاری انجام بشه ولی خُب…
    فضایی به دور از کپی شدن مطالب وبلاگم آرزوست…
    ممنون بهراد جان برای نوشته‌ی جذابت 🙂

  2. بهراد جان مطلب خوب و جالب و به‌جایی بود، ولی مشکل کپی، یا کلا حقوق ناشر، مشکل فرهنگی هم هست و فقط محدود به محتوای نوشتاری در وبلاگ نیست.
    در فرهنگی که نه کسی برای عکس و عکاس ارزش قائل هست، نه برای فیلم و فیلم ساز، نه برای کتاب و نویسنده، نه برای نرم افزار یا اپلیکیشن و توسعه دهنده اون، خیلی سخت هست که انتظار داشته باشیم مطالب وبلاگ هایمان امن بمونن.
    قانون کپی رایت نیاز به فرهنگ و یک ارگان ناظر و مسئول داره که متاسفانه به نظر من ما از کمبود هردوش تو ایران رنج میبریم.

    1. در اینکه این موضوع یک مشکل فرهنگی هست باهات موافقم اما به حل شدنش امیدی ندارم. برای همینه که از دو سه سال پیش سعی کردم به کپی شدن مطالبم عادت کنم. اینجوری حداقل اعصاب خودم رو خورد نمی‌کنم.

  3. ممنون
    متاسفانه یکی از مشکلاتی که داره به شدت به کار ما لطمه میزنه همین کپی هست. یه قالب رایگان و هاست کم ارزش کافیه تا بلای جان کسانی بشه که شاید برای یک محتوا حداقل ۴ ساعت وقت صرف کرده باشن. تازگی ها هم که پای تلگرام باز شده اپیدمی کپی وحشتناک تر شده و هر کسی داره به نفع خودش ازش بهره می بره. زحمتش با یکی دیگه نفعش برای کپی کننده. من هم برای این مشکل خیلی تلاش کردم در نهایت پلیس فتا هست و اونم زمانبر و پر دردسر
    کاش راه حلی پیدا بشه که حداقل انگیزه نوشتن رو از ما نگیره

  4. درود بر بهراد بزرگوار.
    عنوان مطلبت بسیار جذاب و گیرا بود. به خصوص اینکه ما نویسنده ها رو ناخودآگاه به سوی خودش جذب می کنه.
    باید با سرافکندگی بگم که من هم حدود چهار پنج سال پیش یک کپی پیست کن حرفه ای بودم ولی مقاله ای در همین باب از خانوم مایا (مدرس وردپرس) من رو متحول کرد و از اون تاریخ سعی کردم که مقالات خودم رو بنویسم و نشر کنم. از اون تاریخ قاطعانه تصمیم گرفتم تا برنامه نویسی رو به طور حرفه ای فرابگیرم و پس از نگارش آموزش های خودم، وبسایتم رو بنا کنم.
    امیدوارم که این مقاله و امثالش بتوانند افراد گمراهی مثل من رو به مسیر درست هدایت کنند.

    1. سلام سپهر جان.
      من مجبور شدم بخشی از کامنت شما رو حذف کنم تا با قوانین این وبلاگ همخوانی پیدا کنه. لطفا قبل از کامنت گذاشتن نگاهی به صفحه خط مشی محتوا در وبلاگ بندازید. ممنونم.

    1. کار مشکلی نیست ولی باشه قول می‌دم قشنگ توضیح بدم که چطور می‌شه یه لایسنس کریتیو کامنز گذاشت توی وبلاگ

  5. واقعا مطلب جالبی بود.راستش انقدر کپی دیدم که برام عادی شده،حتی شده کسی که از مطالب خودم کپی کرده جلوی خودم دربارش صحبت کرده و به بقیه میگه این مطلبمو بخونید(اگر توی انجمن ها فعال باشید متوجه منظورم میشید).

    1. رامین جان مجبور شدم بخشی از کامنتت رو حذف کنم. یه نگاه به صفحه “خط مشی محتوا” بندازی می‌تونی ببینی چه چیزهایی توی کامنت‌های این وبلاگ ممنوعه… ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *