اولین قدم برای حل کردن مشکلات پی بردن به وجود آن‌هاست

یافتن مشکلات

بی‌نقص بودن حرف ندارد. همه دوست دارند کاری که می‌کنند بی‌نقص باشد. کاری به کمال‌گرایی و این حرف‌ها ندارم. علاقه به کار بی‌نقص در همه ما وجود دارد. اگر مشکلات و اشتباهات در کارمان رخنه پیدا کنند، دوست داریم آن‌ها را حل کنیم. به غیر از این، هر وقت کسی را می‌بینیم که کارش را بدون هیچ اشتباهی انجام می‌دهد، از دیدن آن فرد و نتیجه کارش لذت می‌بریم.

این موضوع در بازار بیشتر به چشم می‌خورد. تقریبا بر هیچ کس پوشیده نیست که مشتری‌ها به سمت کالایی جذب می‌شوند که ایرادات کمتری دارد و محصول کامل‌تری قلمداد می‌شود. مثلا اگر دو کفش هم شکل و هم رنگ ولی با کیفیت‌های متفاوت را جلوی یک خریدار بگذارید، فرد خریدار اگر هزینه برایش مهم نباشد قطعا کفشی را انتخاب می‌کند که کیفیت بهتری دارد.

ادامه خواندن “اولین قدم برای حل کردن مشکلات پی بردن به وجود آن‌هاست”

چطور از سلف برندینگ خودتان در شبکه‌های اجتماعی محافظت کنید

سلف برندینگ

سلف برندینگ یا خودنمانامی یا من‌خوبم‌نمایی یا هر اسم دیگری که روی آن می‌گذارید، مهم‌ترین عامل برای به دست آوردن اعتبار در میان عموم است. هر کسی برای خودش یک سلف برندینگ دارد، چه مهندس باشد و چه دکتر و چه آشپز و چه مثل من یک وبلاگ نویس و تولید کننده محتوا. چه قراردادی مشغول کار باشد و چه آزادکاری را ترجیح بدهد و چه اصلا از روی عشق و علاقه برای خودش کار کند.

هر کس که سلف برندینگ بهتری داشته باشد طبعا از موقعیت بهتری در میان دیگران برخوردار خواهد بود، همه برای او ارزش بیشتری قائل خواهند شد و به حرف‌ها و افکارش اهمیت خواهند داد. این افراد معمولا کم کم به شهرت و محبوبیت قابل توجهی هم دست پیدا خواهند کرد.

ادامه خواندن “چطور از سلف برندینگ خودتان در شبکه‌های اجتماعی محافظت کنید”

رئیس بودن به معنی باهوش‌ترین بودن نیست

باهوش‌ترین بودن

چه کسی دوست ندارد باهوش‌ترین آدم در یک جمع باشد؟ هیچ کس! این تقریبا آرزوی همه ما است که انیشتین گروه باشیم، از بقیه هوشمندانه‌تر عمل کنیم و حرف بزنیم و این همیشه دیگران باشند که از ما سوال می‌پرسند و راهنمایی می‌خواهند و ما فقط تنها کسی باشیم که جواب می‌دهیم و راه حل پیش پای دیگران می‌گذاریم.

من اسم این علاقه به باهوش‌ترین بودن را یک غریزه می‌گذارم. همان‌طور که می‌دانید غرایز خوب و بد دارند. مثلا اگر تشنه‌تان بشود به صورت غریزی به دنبال آب می‌گردید تا تشنگی خود را رفع کنید که این غریزه چون به حفظ سلامت کمک می‌کند یک غریزه مثبت قلمداد می‌شود. اما به دنبال باهوش‌ترین بودن یک غریزه منفی است به دلایل بسیار زیاد.

ادامه خواندن “رئیس بودن به معنی باهوش‌ترین بودن نیست”

ریسک کن، ولی نه خیلی بزرگ

ریسک

تقریبا هیچ کس را در این دنیا نمی‌توان یافت که حداقل یک بار در عمرش ریسک نکرده باشد. همه ما قبلا چندین بار خطر کرده‌ایم. گاهی کوچک و گاهی بزرگ. گاهی با موفقیت مواجه شدیم و گاهی هم شکست خوردیم. ماهیت اصلی ریسک هم همین است که یا برنده باشی یا بازنده. اعتراضی هم نیست.

بی‌توجه به این‌که ریسک قبلی‌مان موفق بوده یا شکست تلخی را در زندگی ما رقم زده، باز هم لاجرم در شرایط لازم حاضر هستیم دوباره ریسک کنیم. نه به خاطر این‌که خطر کردن را خیلی دوست داریم، بلکه چون فکر می‌کنیم برخی مواقع هیچ راه دیگری نداریم.

ادامه خواندن “ریسک کن، ولی نه خیلی بزرگ”

ذکر این نکته در ۱۴۰ کاراکتر نگنجد! به وبلاگ مراجعه بفرمایید

۱۴۰ کاراکتر

اگر مثل من در توییتر فعال باشید، حتما با ماهیت و قوانین این پلتفرم اجتماعی آشنا هستید. یکی از معروف‌ترین خصوصیات توییتر این است که شما فقط می‌توانید در ۱۴۰ کاراکتر حرف خود را بزنید و در قالب یک توییت آن را منتشر کنید. به همین خاطر به توییتر می‌گویند یک پلتفرم میکروبلاگینگ که در واقع یعنی همان وبلاگ ولی در سایز کوچکش که هر پست آن فقط ۱۴۰ کاراکتر گنجایش دارد.

این را برای آن دسته از افرادی گفتم که آشنایی چندانی با توییتر ندارند. ولی من و آن‌هایی که از صبح تا شب در توییتر یا مشغول توییت کردن هستیم یا لایک و ریتوییت کردن، این چیزها را خیلی خوب می‌دانیم.

چیزی که برای من جالب به نظر می‌رسد این است که قبل از این‌که توییتر وجود داشته باشد، تقریبا اکثر آدم‌ها وقتی می‌خواستند حرف‌شان در اینترنت منتشر کنند دست به دامان تنها راه ممکن یعنی وبلاگ می‌شدند که البته در آن دوران هم اغلب به سراغ سرویس‌های وبلاگ‌دهی رایگان مثل بلاگ‌فا می‌رفتند که برای بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های باتجربه امروز، حکم زمین خاکی دیروز برای فوتبالیست‌ها را دارد.

ادامه خواندن “ذکر این نکته در ۱۴۰ کاراکتر نگنجد! به وبلاگ مراجعه بفرمایید”